خرید بک لینک
فقط دو متن کوتاه بعد گذشت کامل 4 ماه از امسال خسته بودنم را به رخم می کشدو البته اینکه دیگر حرفی برای گفتن نمانده و شاید چیزی برای خواندن و خوانده شدن زمانه عجیب و غریب ما و انفجار فرهنگی مملکت ما در این سالها همه ی آدم ها را عوض کرده شاید روزگاری که تمام دیوارهای نوشتنیهایمان این وبلاگها بود تا تل

برچسب: زندگیست, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

نشستن در گوشه ای از شهر که حرکت ربات وار ماشینها بیشترین حرکت تکراریستو نگاه به چراغ هایی که سیاهی شب را به تمسخر گرفته اند بهانه ای برای فکر کردن بود به روزهایی که حتی خاطره هایش ماندنی نشد آدم هایی که بودند و هستند ولی دیگر آن آدم ها نیستند و همان اتفاق همیشگی که تو را بیبینم و اینبار به تظاهر به

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

امشب می خواهم که عشق را معنا کنمدست به آسمان برده از معبودم تمنا کنم کر و لال و کور شوم در این تاریکی شب دل سپرده به خدا برای بخشش دعا کنم دل صاف کرده و با چشمی خشکیده از او طلب اشکی بی ریا کنم آتش زنم هرچه که بین من و اوست خود را از هرکه سنگم می کند رها کنم فراموش کنم مرثیه خوان مست فریبکار را با ق

برچسب: صدای, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

چه غریب حسی که شک دارد دلم از باورشو دست به دامان خدا میبرم برای داشتنش بدون داشتن مخاطبی به نام "تو" نمی شود عاشقانه نوشت و بخاطر اینه که نویسنده ها و شاعرها همیشه دنبال کسی بودند برای پرستیدنو من که نه شاعرم و نه نویسنده می توانم آزاد باشم می توانم بدون نیاز به داشتن کسی عاشق باشم و زندگی کنم و

برچسب: شکسته, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

یاکاموز در ترکی به معنای انعکاس عکس ماه ، روی دریاست کلمه ای بدون معادل در هیچ زبانی!یاکاموز من ، دوست شب های تاریک من ، رفیق روزهای سخت سرزمین من اگر دریایی نباشد اشک من دریاست در چشمان من ظاهر شو ظاهر شو تا با هم جواب چشمک ستاره ها را بدهیم.. اینبار کنار هم باشیم و تقدیر را بنویسیم من بگویم تو ب

برچسب: یاکاموز, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

اگر این سرفه های لعنتی بگذارند حرف برای گفتن زیاد است

از دلتنگی ، از طالع دروغ بی تفاوتی ، از من و تو

دو خط موازی ، دو خط هیچوقت نشکسته...

از تکراری لعنتی همیشگی این اتفاق ترش!

از غرور ، آن برترین شمشیر نرم...

هی نمیدانم شاید اینطور باید بگذرد...

من به تماشا نشسته درکنارت ولی خیلی دور..

شاید روزی دیگر نگین انگشتت به پایان دهد این داستان را..

و من مرثیه نویس حسرت ها باشم به گناه بی گناهی...

برچسب: هیچوقت,نشکسته, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

سالها گذشت و گذر عمر تنها بودن را به ما داد و بجایش چند صبحی از عمرمان را گرفتدر تکاپوی زمان چه عجیب حادثه هایی که عادی می شوند و مردمانمان خون سردتر تکراریست از زمانه نالیدن و البته نقاب بر چهره گذاشتن است تبرئه جستن... همه ی مان طوری آدم این زمانه ایم ، بی عاظفه ، تنها و البته خودخواه. جز مادرم هی

برچسب: عقابهایی,آزاد,پروازند, نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی